کد خبر : 34175
تاریخ انتشار : شنبه 28 شهریور 1405 - 20:34

پایگاه خبری ۱۱۴ نور(مرواریدجنوب)

حجت‌الاسلام والمسلمین گنجه‌ای:اگر مدرسه‌ای به نام یک شهید مزین شده است، نام شهید نباید از آن حذف شود

حجت‌الاسلام والمسلمین گنجه‌ای:اگر مدرسه‌ای به نام یک شهید مزین شده است، نام شهید نباید از آن حذف شود
پایگاه خبری ۱۱۴ نور(مرواریدجنوب)

متن سخنرانی امام جمعه شهرستان باشت مورخ ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۵

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالصَّلَاهُ وَالسَّلَامُ عَلَى سَیِّدِنَا وَنَبِیِّنَا أَبِی الْقَاسِمِ الْمُصْطَفَى مُحَمَّدٍ، وَعَلَى آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ، وَاللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَى قِیَامِ یَوْمِ الدِّین.

أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللهِ وَنَفْسِی بِتَقْوَى الله.

خودم و همه شما عزیزان و مؤمنین و مؤمنات را در این روز آدینه توصیه می‌کنم به رعایت تقوای الهی؛ چراکه تقوا بهترین توشه برای دنیا و آخرت انسان است.

در سلسله مباحث قیامت، به بحث سنجش اعمال رسیدیم. عرض کردیم که اعمال انسان در قیامت به وسیله «میزان» سنجیده می‌شود. میزان به معنای ترازوست، اما این ترازویی که در قیامت از آن سخن گفته شده، مانند ترازوهای دنیایی نیست که مثلاً عمل انسان را در یک کفه قرار دهند و سنگی را در کفه دیگر بگذارند.

میزان قیامت، یک میزان و ترازوی خاص است که حقیقت آن برای ما به طور کامل قابل درک نیست. آنچه مهم است، این است که اعمال انسان سنجیده می‌شود و وزن و حقیقت عمل انسان آشکار خواهد شد.

بعد از اینکه اعمال انسان به وسیله میزان سنجیده شد و وزن اعمال مشخص گردید، مراحل دیگری در قیامت اتفاق می‌افتد.

عرض کردیم که در قیامت، صحرای محشر، سرزمین قیامت است. همان‌طور که امروز این کره زمین برای ما ظرف زندگی دنیاست، در قیامت نیز انسان پس از گذراندن عالم برزخ، دوباره زنده می‌شود و در صحرای محشر حضور پیدا می‌کند تا زمانی که وارد بهشت یا جهنم شود.

طبق آیات و روایات، صحرای محشر فضای بسیار وسیعی است و بسیاری از اتفاقاتی که پیش از ورود انسان به بهشت یا جهنم رخ می‌دهد، در همین صحرای محشر اتفاق خواهد افتاد.

در روایات آمده است که خداوند دستور می‌دهد جهنم را حاضر کنند.

ما گاهی تصور می‌کنیم که محشر یک جاست، صراط جای دیگری است، بهشت در جای دیگری و جهنم نیز در جای دیگری؛ اما آنچه در آیات و روایات بیان شده، این است که بهشت و جهنم و صراط، حقایقی هستند که به اذن خداوند ظهور و بروز پیدا می‌کنند.

قرآن کریم درباره آن روز می‌فرماید:«کَلَّا إِذَا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا ۝ وَجَاءَ رَبُّکَ وَالْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا ۝ وَجِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ»

در آن روز زمین به شدت کوبیده و متلاشی می‌شود، پروردگار تو می‌آید و فرشتگان صف در صف حاضر می‌شوند و در آن روز جهنم را حاضر می‌کنند.

بعد می‌فرماید:«یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنسَانُ وَأَنَّىٰ لَهُ الذِّکْرَىٰ»

آن روز انسان متذکر می‌شود؛ اما این تذکر دیگر چه سودی برای او خواهد داشت؟

یعنی انسان یک دوره‌ای را در برزخ گذرانده، یک دوره طولانی را در محشر سپری کرده، اما زمانی که جهنم را می‌بیند، تازه به خودش می‌آید و حقیقت اعمال خودش را درک می‌کند.

در برخی آیات نیز درباره جهنم آمده است:«إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّکَانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَیُّظًا وَزَفِیرًا»

هنگامی که جهنم آنان را از مکانی دور ببیند، خشم و خروش و نعره آن را می‌شنوند.

قرآن کریم جهنم را به گونه‌ای توصیف می‌کند که گویی موجودی زنده است؛ موجودی که با خروش و نعره حاضر می‌شود و همه را به وحشت می‌اندازد.

وقتی جهنم را می‌آورند، آنگاه صراط بر روی آن قرار داده می‌شود.

قرآن کریم می‌فرماید:«وَإِن مِّنکُمْ إِلَّا وَارِدُهَا»

هیچ‌یک از شما نیست مگر اینکه بر آن وارد می‌شود.

یعنی جهنم حاضر می‌شود و بر روی آن، مسیر و پل صراط قرار می‌گیرد و انسان‌ها باید از این مسیر عبور کنند.

در روایات درباره صراط مطالب بسیار عجیبی بیان شده است. از جمله اینکه خود صراط، مسیری بسیار طولانی است؛ سه هزار سال مسیر دارد: هزار سال سربالایی، هزار سال سرازیری و هزار سال مسیر هموار.

و نکته مهم این است که بر روی این صراط نیز عقبات و ایستگاه‌هایی وجود دارد.

امام صادق علیه‌السلام در توصیف صراط می‌فرمایند که صراط از مو باریک‌تر و از شمشیر تیزتر است.

در روایات آمده است که مردم بر اساس اعمالشان از صراط عبور می‌کنند.

دسته‌ای مانند برق از آن عبور می‌کنند. برخی مانند اسب‌های تیزرو حرکت می‌کنند. برخی با سرعت کمتر عبور می‌کنند و بعضی حتی به صورت سینه‌خیز از صراط می‌گذرند.

یعنی سرعت عبور انسان از صراط، متناسب با اعمال اوست.

انسان در دنیا چگونه زندگی کرده است؟ آیا منحرف شده یا در مسیر حق باقی مانده است؟ آیا مال‌اندوزی کرده، اما از راه غیرمشروع؟ آیا حقوق دیگران را رعایت کرده است؟ آیا از صراط مستقیم منحرف شده یا نه؟

همه اینها در آنجا خود را نشان می‌دهد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند:خدایا به محمد و آل محمد، در فرج امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تعجیل بفرما.

قلب نازنین آن حضرت را از همه ما راضی و خشنود بگردان.

خدایا به محمد و آل محمد، امام راحل ما و شهدای عزیزمان را شفیع ما قرار بده.

خدایا به محمد و آل محمد، سلامتی و توفیق روزافزون به رهبر عزیزمان عنایت بفرما.

خدایا به محمد و آل محمد، شر دشمنان ما را به خودشان برگردان.

و عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما.

بسم الله الرحمن الرحیم

إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ ۝ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ ۝ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

صدق الله العلی العظیم.

«عَلِیٌّ صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ»

راه امیرالمؤمنین، راه صراط مستقیم است.

انسان باید ببیند در دنیا چقدر در مسیر صراط مستقیم حرکت کرده است؛ چقدر به مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام و ولایت پایبند بوده و چقدر از این مسیر فاصله گرفته است.

امام صادق علیه‌السلام درباره گروه دیگری می‌فرمایند:«یَمُرُّونَ مُعَلَّقًا»

برخی از مردم در حالی از صراط عبور می‌کنند که به آن آویزان هستند؛ یعنی عبورشان بسیار سخت و دشوار است. برخی نجات پیدا می‌کنند و برخی سقوط می‌کنند.

و اگر کسی از صراط سقوط کند، سرانجام او جهنم خواهد بود.

اما نکته بسیار مهم اینجاست:این صراط را چه چیزی می‌سازد؟

چه چیزی باعث می‌شود یک انسان با سرعت مانند برق از صراط عبور کند و دیگری گرفتار و آویزان شود؟

پاسخ این است: اعمال خود انسان.

اعمال انسان است که سرنوشت او را در آنجا رقم می‌زند.

حدود بیست و چند سال پیش، زمانی که برای جمع‌آوری آثار شهدای شهرستان باشت برای نخستین کنگره شهدا فعالیت می‌کردیم، خاطره‌ای از پدر یکی از شهدا نقل شد که برای ما بسیار قابل تأمل بود.

ایشان نقل می‌کرد که در عالم برزخ صحنه‌ای از صراط را دیده است. می‌گفت پیرزنی را دیدم که با موهای خودش به پل صراط آویزان شده بود، اما در نهایت سقوط کرد.

این تعبیر، اگرچه یک نقل و تجربه شخصی است و نمی‌توان آن را به عنوان دلیل مستقل دینی مطرح کرد، اما برای فهم این معنا قابل تأمل است که عبور انسان از صراط، متناسب با اعمال و رفتار او در دنیاست.

مولوی نیز در دفتر اول مثنوی، حکایتی را نقل می‌کند.

می‌گوید در جنگلی، شیری خود را سلطان آن جنگل می‌دانست. هرگاه گرسنه می‌شد، به جان حیوانات می‌افتاد؛ عده‌ای را می‌خورد و عده‌ای را می‌کشت.

حیوانات جنگل جمع شدند و گفتند اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، نسل ما از بین می‌رود. تصمیم گرفتند هر روز یک حیوان داوطلب شود و خودش نزد شیر برود تا غذای او شود.

روزها گذشت تا نوبت به خرگوش رسید.

خرگوش عمداً با تأخیر نزد شیر رفت. شیر خشمگین شد و از او پرسید چرا دیر آمدی؟

خرگوش گفت: در مسیر، شیری دیگر را دیدم که می‌گفت من سلطان این جنگل هستم و می‌خواست مرا بخورد. من فرار کردم و نزد شما آمدم.

شیر عصبانی شد و گفت: چه کسی جرئت کرده وارد قلمرو من شود؟

خرگوش او را به کنار چاهی برد. شیر وقتی به داخل چاه نگاه کرد، تصویر خودش را در آب دید. تصور کرد شیر دیگری درون چاه است. نعره‌ای کشید و خودش را داخل چاه انداخت و غرق شد.

مولوی از این داستان چنین نتیجه‌ای می‌گیرد:

چاه مظلم گشت ظلم ظالمان

این چنین گفتند جمله عالمان

یعنی اگر ظلم و ستمی وجود دارد، انسان در حقیقت چاهی برای خودش حفر می‌کند.

در ادامه می‌گوید:

ای که تو از جاه ظلمی می‌کنی

دانک بهر خویش چاهی می‌کنی

ای انسان! اگر به دیگران ظلم می‌کنی، بدان که برای خودت چاه می‌کنی.

این همان حقیقتی است که در معارف دینی نیز بارها به آن اشاره شده است: اعمال انسان، در نهایت به خود انسان بازمی‌گردد.

اگر صراطی هست، اگر جهنمی هست، اگر برزخی هست و اگر بهشتی هست، حقیقت بسیاری از این مراحل با اعمال انسان ارتباط دارد.

اگر انسان در دنیا ظلم کرده، حق مردم را پایمال کرده، مال حرام خورده، نگاه حرام داشته، قدم در مسیر حرام گذاشته و از دستورات الهی فاصله گرفته است، آثار همین اعمال را در قیامت خواهد دید.

از همین رو، در روایات آمده است که بر روی صراط، به اندازه اوامر و نواهی الهی، عقبات و ایستگاه‌هایی وجود دارد.

یک عقبه، نماز است.

یک عقبه، زکات است.

یک عقبه، امر به معروف و نهی از منکر است.

یک عقبه، حقوق مردم است.

یک عقبه، حرام‌هایی است که انسان نباید انجام می‌داد.

نگاه‌هایی که نباید می‌کرد، قدم‌هایی که نباید برمی‌داشت، اموالی که نباید به دست می‌آورد و حقوقی که نباید ضایع می‌کرد.

در برخی روایات برای این مسیر و عقبات، زمان‌ها و مراحل طولانی بیان شده است؛ از جمله سه هزار سال.

البته اینها برای ما قابل تصور کامل نیست، اما پیام اصلی روایات بسیار روشن است:

عبور از صراط، نتیجه زندگی انسان در دنیاست.

اگر انسان در دنیا در مسیر حق حرکت کرده باشد، در آنجا نیز عبور آسان‌تری خواهد داشت؛ و اگر در دنیا از مسیر الهی منحرف شده باشد، در آنجا با سختی و گرفتاری مواجه خواهد شد.

این برای پیروان حقیقی امیرالمؤمنین علیه‌السلام و کسانی که در مسیر ولایت و صراط مستقیم حرکت می‌کنند، مایه امید و بشارت است.

امیدواریم خداوند متعال به همه ما توفیق بدهد که در دنیا در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم و در قیامت نیز بتوانیم از این عقبات سخت و دشوار عبور کنیم و به بهشت رضوان الهی برسیم.

الحمد و الثناء علی الله ربّ العالمین، و صلّی الله علی سیدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمد، و اللعن الدائم علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.

و الصلاه و السلام علی وصیّ رسول ربّ العالمین، علیّ امیرالمؤمنین و قائد الغرّ المحجّلین، و علی حبیبته فاطمه الزهرا، سیّده نساء العالمین، و علی سبطی الرحمه و إمامی الهدی، الحسن و الحسین، سیّدی شباب أهل الجنه.

و الصلاه و السلام علی علیّ بن الحسین، سید الساجدین و زین العابدین، و محمد بن علی الباقر، و جعفر بن محمد الصادق، و موسی بن جعفر الکاظم، و علی بن موسی الرضا، و محمد بن علی الجواد، و علی بن محمد الهادی، و الحسن بن علی العسکری، و الخلف القائم المنتظر المهدی.

اللهم کن لولیّک الحجه بن الحسن، صلواتک علیه و علی آبائه، فی هذه الساعه و فی کل ساعه، ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً، حتی تسکنه أرضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً.

السلام علیک یا مولای یا صاحب الزمان، یا حجه بن الحسن، صلوات الله و سلامه علیک.

اوصیکم عبادالله و نفسی بتقوی الله.

خودم و همه شما عزیزان و مؤمنین و مؤمنات را در این روز جمعه و در آستانه مناسبت‌هایی که در این هفته داریم، توصیه می‌کنم به رعایت تقوای الهی؛ که بهترین زاد و توشه برای دنیا و آخرت است.

در سلسله مباحثی که درباره مسائل مختلف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس داریم، نکته‌ای را عرض می‌کنم.

یکی از بزرگان و شهدای عزیز انقلاب، در طول سال‌های بعد از جنگ تحمیلی، تحلیلی درباره اهداف دشمن از آغاز جنگ تحمیلی هشت‌ساله ارائه کرده‌اند و تحلیل می‌کنند که چرا این جنگ اتفاق افتاد و چرا دشمن آغازگر این جنگ بود.

ایشان به پنج راهبرد و هدف دشمن اشاره می‌کنند.

ما در آستانه هفته دفاع مقدس هستیم. در سال ۱۳۵۹ دشمن جنگ را علیه کشور ما آغاز کرد.

اولین راهبرد و هدف دشمن، مقابله با اسلام انقلابی بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی، اسلام به وسط صحنه آمد؛ به میدان آمد و در دنیا مطرح شد. حتی در جراید آن روز نقل شده است که با پیروزی انقلاب اسلامی، در همان بحبوحه، در یمن حدود یکصد هزار نفر شیعه شدند.

آزادگان دنیا خوشحال شدند. دشمن در ابتدا انقلاب را جدی نگرفت؛ اما به محض اینکه خطر را احساس کرد، توطئه‌ها را به‌شدت آغاز کرد و یکی از آن توطئه‌ها، آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ بود.

کارفرمای اصلی، استعمار بزرگ بود و پیمانکار آن، رژیم بعث عراق. آنها وقتی احساس خطر کردند، برنامه‌ریزی کردند و این جنگ را آغاز کردند.

دومین راهبرد دشمن، مقابله با انقلاب اسلامی بود.

اسلام قبل از انقلاب هم وجود داشت؛ در ایران و در سایر کشورها اسلام وجود داشت، اما اسلامی که وسط میدان بیاید، اسلامی که شعارش «نه شرقی، نه غربی» باشد، اسلامی که شعارش استقلال و آزادی باشد، اسلامی که بخواهد در مقابل نظام سلطه بایستد، با این ویژگی‌ها در صحنه بین‌المللی مطرح نشده بود.

دومین راهبرد دشمن، مقابله با انقلاب اسلامی بود.

تهاجم نظامی به انقلاب‌هایی که استعمار احساس می‌کرد ممکن است به الگویی برای دیگر ملت‌ها تبدیل شوند و منافع آنها را به خطر بیندازند، در نقاط مختلف دنیا سابقه داشته است؛ در آسیا، آفریقا، آمریکای جنوبی و غرب آسیا نمونه‌های متعددی از این مسئله وجود دارد.

آنها احساس کردند انقلاب اسلامی نه‌تنها منافع آنها، بلکه اساس هویت سیاسی و حکومتی آنها را به چالش خواهد کشید.

سومین راهبرد دشمن، تجزیه ایران بود.

همیشه کشورهای کوچک و فاقد عمق راهبردی برای استعمار جذاب بوده‌اند و تبدیل کردن کشورهای بزرگ به کشورهای کوچک و پراکنده، از آرزوهای نظام سلطه بوده است.

کما اینکه زمانی که خواستند رژیم صهیونیستی را در منطقه غرب آسیا، در منطقه‌ای که بر گنج‌های نفت، پتروشیمی و معادن قرار گرفته است، به‌عنوان یک پایگاه دائمی ایجاد کنند، هم‌زمان با آن و قبل از آن، حکومت عثمانی را تجزیه کردند.

حکومت عثمانی در آن زمان بخش بزرگی از غرب آسیا را دربر می‌گرفت. اگر بخواهیم گستره آن را با جغرافیای امروز توضیح بدهیم، بخش بزرگی از سرزمین‌های منطقه، به‌جز ایران، تحت حاکمیت عثمانی قرار داشت.

آنها چه کردند؟

به بهانه‌های مختلف، این سرزمین‌ها را تقسیم کردند و در اختیار خاندان‌ها و قدرت‌های مختلف قرار دادند. بخشی از مناطق را به فرانسه و بخشی را به انگلیس سپردند و منطقه را به کشورهای کوچک‌تر و کم‌عمق‌تر از نظر راهبردی تقسیم کردند.

هدف آنها از جنگ سال ۱۳۵۹ نیز، به اعتقاد این تحلیل، تجزیه ایران بود.

بزرگ‌ترهای ما یادشان هست که از همان سال‌های اول انقلاب و حتی قبل از آغاز جنگ، دشمن تلاش کرد در مناطق مختلف کشور غائله ایجاد کند؛ در شمال شرق، در شمال، در آمل، در شمال غرب و کردستان، در جنوب غرب و خوزستان، در جنوب شرق و سیستان و بلوچستان و در مناطق مختلف کشور.

آنها منتظر جنگ نماندند. وقتی دیدند به‌سادگی نمی‌توانند کشور را تجزیه کنند و نیروهای مردمی و بسیج مردمی با عزم و اراده وارد میدان می‌شوند و بساط تجزیه‌گران را جمع می‌کنند، به این نتیجه رسیدند که باید با جنگ نظامی راه را برای این هدف هموار کنند.

چهارمین راهبرد دشمن، جلوگیری از سازندگی کشور بود.

یک کشور مستقل، کشوری که با پشتوانه عزم راسخ انقلابی زمام کشور را در دست گرفته و برای خودش تصمیم می‌گیرد، می‌تواند به الگویی برای سایر کشورهای اسلامی تبدیل شود.

اگر ایران از لحاظ سازندگی و اقتصادی تبدیل به الگویی برای سایر کشورهای اسلامی می‌شد، سایر ملت‌ها نیز می‌توانستند از آن الگوبرداری کنند.

کاری که امروز ما در یمن مشاهده می‌کنیم، در این تحلیل به‌عنوان نمونه‌ای از تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی مطرح می‌شود.

دشمن احساس خطر کرد و یکی از اهداف جنگ، جلوگیری از سازندگی و پیشرفت کشور بود.

و پنجمین راهبرد دشمن، حفاظت از رژیم صهیونیستی بود.

نمونه‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد، تحولات سوریه است.

در جریان تحولات سوریه، زیرساخت‌های نظامی این کشور مورد حمله قرار گرفت و بخش‌هایی از توانمندی‌های نظامی آن از بین رفت.

در دوران جنگ تحمیلی نیز شرایط کشورهای منطقه مانند امروز نبود. اردن و مصر در مقاطعی روابط و توافق‌هایی با رژیم صهیونیستی برقرار کردند و پس از پیمان کمپ‌دیوید، روندی از روابط و توافق‌ها با این رژیم شکل گرفت.

در آن دوران، عراق نیز در ظاهر مواضعی در برابر رژیم صهیونیستی داشت و صدام به دلیل گرایش‌های ناسیونالیستی و عرب‌گرایانه، تلاش می‌کرد خود را به‌عنوان یکی از رهبران جهان عرب معرفی کند.

اما دشمن از نقاط ضعف صدام استفاده کرد و او را در مقابل جمهوری اسلامی ایران قرار داد.

این جنگ در شرایطی آغاز شد که در صورت شکل‌گیری یک ایران قدرتمند و مستقل، موازنه منطقه‌ای می‌توانست تغییر کند.

درس بزرگ این تحلیل این است که عزیزان من، اهداف دشمن در بسیاری از موارد تغییر نکرده است.

امروز نیز دشمن به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی ایران است؛ امروز نیز موضوع تجزیه ایران، ضربه زدن به زیرساخت‌های کشور، مقابله با اسلام انقلابی، مقابله با انقلاب اسلامی و حمایت از رژیم صهیونیستی در تحلیل‌های مختلف مطرح می‌شود.

تفاوت امروز با آن روز این است که اگر در جنگ تحمیلی، دشمن به‌صورت نیابتی وارد میدان شد و رژیم بعث عراق را در برابر ایران قرار داد، امروز شیوه‌های مقابله گسترده‌تر شده است؛ از جنگ ترکیبی و عملیات روانی گرفته تا نفوذ، جنگ رسانه‌ای، فشار اقتصادی، تحریم و تلاش برای ایجاد اختلافات قومی و مذهبی.

اما امروز ماحصل خون‌هایی که شهدای دفاع مقدس برای دفاع از این سرزمین تقدیم کردند، در نقاط مختلف جهان دیده می‌شود.

آن شهدا الگو شدند.

«وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»

کسانی که در راه ما جهاد کنند، قطعاً راه‌های خود را به آنان نشان خواهیم داد و خداوند با نیکوکاران است.

ما امروز در جبهه یمن شاهدیم که رزمندگان یمنی با الهام از مقاومت و با تکیه بر توان داخلی خود، در برابر قدرت‌های بزرگ ایستادگی می‌کنند.

گاهی در فضای مجازی تلاش می‌شود این‌گونه القا شود که باید از دیگران درس بگیریم؛ بله، ملت‌ها از تجربه یکدیگر استفاده می‌کنند، اما ما نیز باید توجه داشته باشیم که بسیاری از ملت‌های مقاوم، از تجربه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس ما الگوبرداری کرده‌اند.

وعده‌های الهی در جنگ هشت‌ساله برای ما تجربه شد.

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یاری کنید، خداوند شما را یاری می‌کند و گام‌هایتان را استوار می‌گرداند.

همچنین می‌فرماید:«کَمْ مِنْ فِئَهٍ قَلِیلَهٍ غَلَبَتْ فِئَهً کَثِیرَهً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ»

چه بسیار گروه‌های اندکی که به اذن خدا بر گروه‌های بسیاری پیروز شدند و خداوند با صابران است.

رمز این پیروزی، صبر و استقامت است.

امروز می‌بینیم گروهی کوچک که در یک سرزمین، از یک عالم بزرگ و از یک مکتب فکری و دینی پیروی کرده‌اند و بر ایمان، توکل و مقاومت تکیه دارند، توانسته‌اند در برابر قدرت‌های بزرگ ایستادگی کنند.

این همان وعده نصرت الهی است؛ وعده توکل به خدا، اعتماد به نصرت الهی و اعتقاد به وعده‌های خداوند.

«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ»

امروز نمونه‌هایی از این مقاومت را در منطقه مشاهده می‌کنیم.

در مورد مسائل اقتصادی دوران جنگ نیز نکته‌ای را عرض کنم.

عده‌ای امروز در جامعه «ترس‌فروشی» می‌کنند و یکی از کلیدواژه‌هایی که مطرح می‌شود، «ابر تورم» است.

بله، ما در کشورمان تورم داریم؛ تورم هم در سال‌های گذشته قابل توجه بوده است. اقتصاد کشور ما سال‌هاست با تحریم مواجه است و از سال‌های گذشته تحریم‌های گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده است.

در یک سال اخیر نیز دو جنگ بر کشور ما تحمیل شده و بخشی از تولید کشور تحت تأثیر قرار گرفته است.

کشور ما با تورم مواجه است؛ اما باید میان تورم و ابرتورم تفاوت قائل شویم.

در ادبیات اقتصادی، ابرتورم تعاریف مشخصی دارد و یکی از تعاریف مشهور آن، تورم ماهانه بسیار شدید، در حدود ۵۰ درصد یا بیشتر، است.

بنابراین باید در بیان مسائل اقتصادی دقت کنیم و واقعیت‌ها را همان‌گونه که هست برای مردم بیان کنیم.

ما تورم داریم و تورم نیز فشارهایی بر زندگی مردم وارد کرده است؛ اما نباید با بزرگ‌نمایی و ایجاد ترس، جامعه را دچار نگرانی و اضطراب کرد.

حتی اقتصادهای بزرگ دنیا نیز در سال‌های اخیر با تورم مواجه بوده‌اند؛ البته شدت و آثار تورم در کشورهای مختلف متفاوت است.

هشتم ربیع‌الاول، سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) و آغاز امامت حضرت ولی‌عصر(عج) است و دهم ربیع‌الثانی، سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه(سلام‌الله‌علیها) است.

ان‌شاءالله برنامه‌ها و بزرگداشت‌های این مناسبت‌ها برگزار خواهد شد.

همچنین هفته دفاع مقدس را در پیش داریم.

ان‌شاءالله همه ادارات، نهادهای مردمی، سازمان‌ها و اقشار مختلف مردم، امسال که شرایط خاصی را پشت سر می‌گذاریم، برنامه‌های هفته دفاع مقدس را با شکوه و شور بیشتری برگزار کنند.

دشمن عزم خود را جزم کرده است که فشارهای خود را بر کشور افزایش دهد؛ بنابراین ما بیش از گذشته نیازمند انسجام ملی و وحدت ملی هستیم.

توجه به فرامین مقام معظم رهبری، حفظ آرامش جامعه، پرهیز از ایجاد ناامیدی در دل مردم و صبر و استقامت، ان‌شاءالله ما را به اهداف والای این نظام و انقلاب نزدیک خواهد کرد.

بازگشایی مدارس را نیز محضر همه دانش‌آموزان، معلمان، فرهنگیان و خانواده‌های محترم تبریک عرض می‌کنم.

از سخنران پیش از خطبه نیز تشکر می‌کنم.

یک گلایه هم عرض کنیم.

قرار شد نام شهدا از مدارس برداشته نشود.

مثلاً بنیاد علوی مدارسی را ساخته که به نام شهدا مزین شده‌اند؛ مانند مدرسه‌ای که نام شهید بر آن قرار گرفته است. یا در برخی موارد، مجموعه‌هایی مانند بنیاد برکت، مدارسی را به نام شخصیت‌ها و شهدا نام‌گذاری کرده‌اند.

در باشت نیز نمونه‌هایی از این مدارس وجود دارد.

اینها کارهای خوبی است؛ اما در نام‌گذاری باید دقت کنیم.

اگر مدرسه‌ای به نام یک شهید مزین شده است، نام شهید نباید از آن حذف شود.

خواهش ما این است که مسئولان مربوطه رایزنی کنند، نامه‌نگاری کنند و با هر مجموعه‌ای که مدرسه را ساخته است، موضوع را مطرح کنند تا نام شهید همچنان بر آن مدرسه باقی بماند.

وقتی مدرسه‌ای به نام شهید نام‌گذاری شده است، باید این نام حفظ شود تا نسل‌های آینده نیز با نام و یاد شهدا آشنا باشند.

خدایا به محمد و آل محمد، در فرج امام زمان تعجیل بفرما.

قلب مقدس امام زمان(عج) را از همه ما راضی و خشنود بگردان.

خدایا شهدای عزیز ما را با شهدای کربلا محشور بفرما.

امام راحل و شهدای انقلاب و دفاع مقدس را با اولیای الهی محشور بفرما.

به رهبر معظم انقلاب طول عمر باعزت و سلامتی عنایت بفرما.

به مسئولان نظام توفیق خدمت صادقانه به مردم عنایت بفرما.

خدایا شر دشمنان اسلام و انقلاب را به خودشان برگردان.

خدایا وحدت، انسجام و عزت ملت ایران را روزبه‌روز بیشتر بفرما.

بسم الله الرحمن الرحیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۝

اللَّهُ الصَّمَدُ ۝

لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ۝

وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

صدق الله العلی العظیم

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.