کد خبر : 27778
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ دی ۱۴۰۲ - ۱۴:۱۶

تلفیق هنرهای موسیقی و نقاشی در داستان ملا ممدجان

تلفیق هنرهای موسیقی و نقاشی در داستان ملا ممدجان

۱۱۴نور ملا ممدجان اثری است که ترکیبی منحصر به فرد از هنر نقاشی و موسیقی را به نمایش می‌گذارد. ادیب آیین با تلفیق آهنگ موسیقی و شعر از داستان عاشقانه “ملا ممدجان” با نقاشی‌های سبک اکسپرسیونیست در یک راگا بهیروی با هفت پرده شعر دو بیتی، پیوند دو هنر اجرا کرده است. در این اثر،

۱۱۴نور

ملا ممدجان اثری است که ترکیبی منحصر به فرد از هنر نقاشی و موسیقی را به نمایش می‌گذارد. ادیب آیین با تلفیق آهنگ موسیقی و شعر از داستان عاشقانه “ملا ممدجان” با نقاشی‌های سبک اکسپرسیونیست در یک راگا بهیروی با هفت پرده شعر دو بیتی، پیوند دو هنر اجرا کرده است. در این اثر، نت‌های آهنگ ملا ممدجان به رنگ‌های مختلفی از قرمز تیره تا بنفش در چرخه رنگ از زیر تا بم، بر اساس فواصل ضربات ریتم آهنگ تبدیل شده‌اند. از کارک‌های بزرگ با تکنیک نقاشی کنشی و کششی در زمان اجرای موسیقی کلاسیک بصورت زنده برای تلویزیون ماهواره‌ای جهانی اینترنشنال خلق شده است این ادیب آیین با پیوند موسیقی و نقاشی، داستان عاشقانه و پرشکوه طالب العلم جوانی به نام ملا محمد جان و دختری به نام عایشه از شهر هرات را به تصویر کشیده است. این داستان که حدود پنج قرن است که در سینه به سینه و نسل به نسل منتقل می‌شود، داستان درد و آرزوهای دل عایشه، دختری عاشق، است که نذر گرفته که در ایام نوروز به مزار شریف برود و در جوار آرامگاه علی برود تا دعا کند تا آرزویش که رسیدن به ملا محمدجان است، برآورده شود.

نقاشی دو وجهی ملا ممدجان

در این تلفیق هنری، جشن شادی آفرین در آغاز بهار و طلیعه سال نو همیشه مبارک و فرخنده است و داستان عاشقانه ملا ممدجان، از دست دادن آرزوها و بیان درد و آرزوهای دل عاشقانه را به شکل هنری بازگو می‌کند این داستان عاشقانه در دوران فرمانروایی تیموریان، به ویژه در زمان سلطان حسین بایقرا (۱۴۶۹-۱۵۰۶ میلادی) اتفاق می‌افتد. در آن دوره، در شهر هرات مردم به مسجد کبود در ایام جشن نوروز می‌آمدند و هزینه‌های مراسم عروسی برای جوانانی که در مزار شریف عروسی می‌کردند، توسط دولت تامین می‌شد. هنر گل‌بافی در هرات محبوب بود و مدارس مختلفی تأسیس شده بودند که به دانش‌آموزان در حوزه‌های مختلف تحصیلات می‌دادند یکی از طلاب مدرسه به نام ملا محمدجان، هر روز از محل سرحدیره تا چشمه قلمفور می‌رفت و به تحصیلات خود ادامه می‌داد. در یکی از روزها، عایشه، دختر یکی از افسران مقرب دربار تیموریان، به همراه دیگر دختران سرحدیره به چشمه قلمفور می‌رفت. در آنجا، در حین وضو گرفتن، ملا محمدجان و عایشه به طور اتفاقی نزدیک هم قرار گرفتند و این رویداد ناگهانی باعث شناخت و دلبستگی بین آن دو شد.

مشکلات اقتصادی و اجتماعی مانع از ازدواج آنها شد. ملا محمدجان فقیر بود و پدر عایشه با این وضعیت مخالفت کرد. اما عاشقان نذری بر عهده خود گرفتند، و اگر ازدواج شان ممکن شود، در ایام میلهٔ گل سرخبه مزار شریف بروند و مدتی را در آرامگاه علی بن ابی طالب خاکروبی نمایند عایشه همواره با دختران سرحدیره در عصر و شام به چشمه قلمفور می‌رفت و در جمع آن‌ها با سوز و درد، آهنگ عاشقانه‌ای را با خود زمزمه می‌کرد، ابراز کننده احساسات و عشقش به ملا محمدجان

بیا که بریم به مزار مُلاممَدجان سَیلِ گُلِ لاله‌زار وا وا دلبرجان

به دربار سخی‌جان گله دارم یخن پاره ز دست تو نگارم

پس از مرگم بیایی بر مزارم مدامم در دعا در انتظارم

بیا که بریم به مزار مُلاممَدجان سَیلِ گُلِ لاله‌زار وا وا دلبرجان

به تن کردی گلم رَختِ سیاه را کنم تعریف یار بی‌وفا را

به دنیا مه اگه غمخوار ندارم بگیرم دامن شیر خدا را

بیا که بریم به مزار مُلاممَدجان سَیلِ گُلِ لاله‌زار وا وا دلبرجان

بیا زیارت کنیم شیر خدا را به چشم مالیم همان قلف طلا را

مه دعا می‌کنم آمین بگوین خدا کامیاب کنه هر دوی ما را

بیا که بریم به مزار مُلاممَدجان سَیلِ گُلِ لاله‌زار وا وا دلبرجان

پر از عشق و اراده، نشان می‌دهد که عشق می‌تواند موانع اجتماعی و اقتصادی را شکست دهد و دو دل را با هم پیوند بزند این داستان، ترانه معروف “ملا ممد جان” را به عنوان نمادی از عشق و اراده استفاده می‌کند که توسط مردم افغانستان دوست داشته و اجرا شده است در این اثر، ادیب آیین با دو بیت شعری که همراه با ریتم‌های کلاسیک افغانستان اجرا می‌شود، این داستان عاشقانه را به زیبایی و سادگی بیان می‌کند. ترکیب موسیقی هندوستانی کارناتیک Carnatic music، با نقاشی به سبک انتزاعی، به ویژه در گام‌های ملاکارتا Melakarta (هفت پرده) و راگا بهیروی، Bhairavi Raga ، یک تجربه هنری بسیار جذاب و چندحسی را ایجاد می‌کند. این ترکیب بین دو هنر، موسیقی و نقاشی، از طریق صدا و رنگ، احساسات و تجربیات هنرمند را به نمایش می‌گذارد. در آهنگ “ملا ممد جان” که در افغانستان نیز مورد توجه و تحسین قرار گرفته است، تلفیق بین موسیقی راگا‌های ملاکارتا و بهیروی همراه با نقاشی انتزاعی، یک تجربه هنری شگفت‌انگیز و پر از عمق را ارائه می‌دهد. صداها، تنظیمات موسیقی، و پرده‌های مختلف ملاکارتا به همراه ابزارهای نقاشی انتزاعی باعث می‌شوند که احساسات هنرمند از طریق صدا و رنگ به شکلی زیبا و عمیق بیان شود. این ترکیب هنری نشان می‌دهد که چگونه هنرمندان می‌توانند از دو وسیله هنری مختلف چون موسیقی و نقاشی، به گونه‌ای هماهنگ استفاده کنند تا یک تجربهٔ هنری فراگیر و غنی را به ارمغان بیاورند. این تلفیق هنری از طریق صدا و رنگ، احساسات و تجربیات هنرمند را به نحوی کامل و عمیق به مخاطبان منتقل می‌کند. و با شعرهای محلی و مردمی ترکیب می‌شود این ترکیب موسیقی با نقاشی سبک است و نقاشی‌های ادیب آیین برای بینندگان نگاهی اجمالی به وضعیت ذهنی او ارائه می‌دهد راگا مالا نیز با هفت نت راگا‌هایی خلق شده که در افغانستان نیز رایج است این راگا یک مفهوم اکسپرسیونیست انتزاعی است که ساختار قطعی خاصی ندارد و در چهارچوب زمان، روز و شب و یا فصل، سروده می‌شود ترکیب نقاشی با موسیقی در این اثر نشان می‌دهد که هنر می‌تواند گوناگونی از احساسات و تجسمات را به هم پیوند بزند و تجربه‌ی هنری جذابی را برای بیننده به ارمغان بیاورد ادیب آیین با استفاده از نقاشی و ترکیب آن با عناصر موسیقی، توانسته است. احساسات و داستان‌های شعری را بازگو و به تصویر بکشد این تلاش، شکاف بین حواس شنوایی و بصری را پر کرده و به بیننده فرصتی برای تجربه هنر و موسیقی از دیدگاه هنرمند ارائه می‌دهد. ادیب آیین با ترکیب نقاشی و موسیقی، تجربیات شنیداری و بصری را با هم ترکیب می‌کند که به بیننده امکان می‌دهد تا به طور عمیق‌تر در ابعاد حسی و احساسی آثار کلاسیک عمیقاً عمق یابد این تلاش برای ایجاد تعامل میان دو رشته هنری، یک رویکرد جذاب و تعاملی برای بیننده ایجاد می‌کند.

مجموعه آثار تلفیق موسیقی و نقاشی ادیب آیین، به‌ویژه اثر “ملاممد جان” و “راگا مالا”، ارزش و ایده‌آلی‌شدهای موسیقی کلاسیک را به دلیل جزئیات نفیس و عمق معنوی خود، به نمایش می‌گذارند این آثار با زیبایی و جاودانگی، به دلیل ظرافت و اهمیتشان در تاریخ هنر، به خصوص در انتقال مفاهیم معنوی و مقامی، مورد توجه واقع شده‌اند. اثر “ملاممد جان”، به عنوان یک “سمفونی کیهانی عرفانی در انتزاعی”، حس عرفانی و ماورایی خود را بازتاب می‌دهد این کاوش ادیب آیین در مورد انتزاع غیر عینی، به وی اجازه داد تا ارتباطاتی را در سطحی فراتر از لفظ واقعی برقرار کند و احساسات و شهود بیننده را به شدت تحریک کند “ملاممد جان” به عنوان یکی از آثار بی‌نظیر موسیقی فلکلوری افغانستان، با ترکیب شعر و ملودی‌های سنتی، یک داستان عاشقانه و تاریخی را به تصویر می‌کشد سازهای سنتی افغانستانی مانند رباب، سه‌تار و دهل در اجرای این اثر به کار رفته و احساسات و ابعاد مختلف داستان را به زیبایی و تأثیرگذاری بیان می‌کنند ادیب آیین، در دوره ۱۳۹۰ ۱۴۰۰، با تلاش برای تلفیق هنر نقاشی و موسیقی، به ایجاد تجربه‌هنری چندحسی می‌پرداخت او از هماهنگی رنگ‌ها و فرم‌ها در آثارش برای انتقال احساسات موسیقی به دیدار بینندگان استفاده می‌کرد و تمایل داشت.

که مرزهای بین حس‌های شنیداری و بصری را در هنرش محو کند اثر “ملاممد جان” ادیب آیین با تکنیک کنشی حس حرکت و ابهام ایجاد می‌کند با لایه‌بندی و پیچیدگی رنگ‌ها و انواع مختلف رنگ بر روی هم، این اثر تن‌های در نقاشی به تعداد ضربهای موسیقی ملا ممد جان را به تصویر می‌کشد و ریتم و ساختار موسیقی را با استفاده از خطوط و نمادها، تعبیری از ریتم و نت‌های موسیقی این قطعه خاص ارائه می‌دهد ادیب آیین از زبان تصویر در نقاشی‌های خود برای به چالش کشیدن تداعی‌های رایج و معرفی پارادوکس‌ها استفاده می‌کند این امر باعث می‌شود تا ادراک بیننده را به چالش بکشد و تفکر و تأمل بیشتری را در او ایجاد کند آثار نقاشی ادیب آیین، به‌ویژه مانند “ملاممد جان”، اغلب هنجارهای اجتماعی را به چالش می‌کشند و با ترکیب موسیقی و نقاشی، نمایش‌های جدید و متفاوتی را ارائه می‌دهند که ممکن است با نگرش‌ها و انتظارات معمول جامعه مغایرت داشته باشند این تلاش برای ارائه نمایش‌های جدید و متفاوت می‌تواند نظرات و تصورات مردم را به چالش بکشاند و باعث تحول در دیدگاه‌های جامعه شود.

نویسنده: علی حسین زاده

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.